العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

166

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

بالمعاصي ، و قد فعله تعالى و هو ينافي اللطف . و الجواب : أنّ الإخبار بالجنّة ليس إغراء مطلقا ، لجواز أن يقترن به من الألطاف ما يمتنع عنده من الإقدام على المعصية و إذا انتفى كونه إغراء على هذا التقدير بطل قولهم إنّه مفسدة على الإطلاق . و أمّا الإخبار بالنار فليس مفسدة أيضا ، لأن الإخبار إن كان للجاهل كأبي لهب انتفت المفسدة فيه ، لأنه لا يعلم صدق اخباره تعالى ، فلا يدعوه ذلك إلى الإصرار على الكفر ، و إن كان عارفا كإبليس لم يكن إخباره تعالى بعاقبته داعيا إلى الاصرار على الكفر لأنّه يعلم أنّه بإصراره عليه يزداد عقابه ، فلا يصير مغريا عليه . متن : و جهات و حيثيت‌هاى قبح [ در مورد لطف ] منتفى است ؛ و در حقّ كافر برخى از مصاديق لطف محقق است ، و اخبار به سعادتمند يا شقاوتمند بودن [ برخى افراد خاص ] مفسده‌اى را دربر ندارد . شرح : مؤلف پس از ذكر اقسام لطف به بيان اشكال‌هاى وارد بر وجوب لطف و پاسخ گفتن از آن‌ها پرداخت . در اين قسمت سه تا از شبه‌هاى اشاعره را بيان كرده است . شبههء نخست : گفته‌اند : لطف تنها در صورتى واجب است كه از هيچ لحاظ مفسده و زيانى در آن نباشد ، زيرا در وجوب و لزوم انجام يك كار ، صرف بودن جهت مصلحت كفايت نمىكند . [ با توجه به اين نكته مىگوييم : ] به چه دليل احتمال نمىدهيد كه در لطفى كه شما آن را واجب مىشماريد ، جهت قبحى باشد كه شما از آن بىاطلاع هستيد ؟ و اگر چنين باشد لطف واجب نخواهد بود . پاسخ : جهت‌ها و حيثيت‌هاى قبح براى ما معلوم است ، زيرا ما مكلّف به ترك همهء جهت‌هاى قبح هستيم ، [ و مىدانيم تكليف به امر مجهول درست نيست . ] و در مورد لطف هيچ جهت قبحى وجود ندارد . بايد توجه داشت كه اين بيان از موارد